! دو مرثيه براي مرگ !

و گلي در گلزار
باز هم مي شكند ،
شايد اين
اوليّن بار نباشد كه گلي ميميرد
- يا كه بار آخر
امّا ،
هر نوبت كه گلي ميميرد
بلبلي هست كه در هجر گلش
ميخواند
و تمام گلزار
- از غم رفتن او -
شبنم اشك به سيما دارند.

(( باران ))

***



مي توان،
در طپش ساقه سبز گل سرخ
قدر تنهايي ماهي و دريا از هم
يا به اندازه عمر بلند خورشيد
مرگ را بهتر ديد !

(( باران ))

***


:||| و اين نيز بگذرد |||:
اين دو مرثيه از طرف يکي از دوستان شاعر مون نوشته شده بود ، در زمان فوت ماه پيشوني ... و از قضا 2-3 روز پيش خبر فوت جداً زود هنگام يکي از دوستان - که فرصتي نشد ببينمش - رو شنيدم ... مريم جان از صميم قلب تسليت ميگم و اينکه هر کاري لازم شد يا کسي لازم بود که کاري بکنه من حتماً هستم به خاطر اينکه شما هم اين چنين بودي ...
--- ماجرا رو از وبلاگ بهترين دوستم بخونيد ---
* در ضمن من حالم کاملاً خوبه و هيچ خبري هم نيست ... ممنون از لطف و احوال پرسي همگي ... تا بعد ، تا روزي ديگر ...

/ 5 نظر / 5 بازدید
حافظ.س

من يکی که دارم به اين نتيجه میرسم که تو اين وبلاگها، شبح مرگ داره میگرده... آمار مرگ و مير اينجا دويست برابر حالت عادی شده(؟)

AmirrezA

salam farshad,,baz chi shode?! ey baba,,,in roozegar ajab bi marame! AmirrezA ARST

!naficeh dampezeshk

سلام فرشاد؛ تو از محمودرضا خبر داري؟ حالش چطوره!؟؟ سلام برسون!! در مورد اين اتفاقي كه برا دوست آيلار جون افتاده هم خيلي متاسفم؛ ولي مگه اين پسر هم بلاگ نويس بوده؟ (درمورد كامنت حافظ)

خودم ! فرشاد !

در مورد محمود رضا ، بله ، بعضي وقتها تو دانشگاه ميبينمش ... حالش ام بدک نيست ! روزگارش بد نيست ... بازم دنبال کارهاش و شعر و شاعري ... يه خورده بيشتر هم موهاش ريخته !!! +

AiLaR KHABIS

farsahd jaan bekhatere in matlab az tarafe maryam tasahkor mikonam!:-)