خبر بدي بود ... و روحش شاد باد !

خيلي بدجور حالمو گرفت: خبر فوت فروزان ... من حتّي يكبار هم وبلاگشو نخونده بودم. تصوّر فوت يه دختر بچه معصوم با هزار اميد و آرزو و روياهاي قشنگ... مثل هميشه وقتي كه يكي از جمع مون رفت همه ياد معصوميّت هاش و مهربوني هاش و خوبيهاش ميفتيم، براش اشك ميريزيم و آرزو ميكنيم كه كاش ميشد در كنارمون بود تا محبّت مون رو نثارش كنيم ، بي دريغ ... ولي نه ديگه هيچوقت ماه پيشوني رو نمي بينيم.
اين دنيا خيلي بي احساسه، خيلي پوچ. خيلي بي رحم و بي ملاحظه... بي ارزش

مراسم ختم فروزان


بيايين هممون باهم خوب باشيم ، بيايين همه با هم مهربون باشيم.
همديگر رو از عشق و محبّت به هم سيراب كنيم. قدر همو بدونيم. نشه كه بعداً يه عمر بسوزيم...
اينا رو اوّل از همه براي خودم ميگم كه اينقدر كينه اي هستم و خيلي از دوستاي عزيزم رو توي همين چند وقته از دور و بر خودم دور كردم. تصوّر اينكه همون دوست عزيزي كه باهاش قطع رابطه كردم يه مو از سرش كم شه منو ديوونه ميكنه، اونوقت فكر اينكه اونو رو ديگه هيچوقت نخواهم ديد، فكر اينكه ... نه خداي من نه !! e.gife.gife.gif
از صميم قلب... همتون رو دوست دارم !!6.gif7.gif6.gif7.gif

رفتی از دیده و داغـت به دل ماست هنوز
هـر کجا می نـگرم روی تو پیداسـت هنوز


/ 0 نظر / 4 بازدید