دسته گل

مرد مسنّي که دسته گل رز زيبايي در دست داشت ، سوار اتوبوس شد و در کنار مرد جوان نشست. مرد جوان به گل ها نگاه کرد و گفت: " اين گل ها هديه روز عشق است که مي خواهي به کسي بدهي ؟ " - گفت: " بله ، و ساکت شد "
flower-valentine2.jpg پس از چند دقيقه پيرمرد متوجّه جوان شد که به گل ها خيره مانده است ، از او پرسيد: "نامزد داري؟"
- بله ! الآن دارم به ديدن او مي روم و مي خواهم کارت تبريکي به او بدهم.
- پس از 10 دقيقه سکوت ، زماني که پيرمرد بلند شد تا از اتوبوس پياده شود دسته گل را در دستان مرد جوان گذاشت و گفت: "من مطمئنم که همسرم مي خواهد اين گل ها را به تو بدهم و به او خواهم گفت که آنها را به تو داده ام." سپس با عجله از اتوبوس پياده شد ؛ مرد جوان از پشت پنجره نظاره گر پيرمرد بود که وارد گورستان ميشد.


-به نقل از همشهري

/ 29 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
king_radi

اين سايتها هک شدن (۲۰ تا) بريد به اين آدرس و بخونيد www.javadiye.com/hacked.html

هادی

سلام اقا فرشاد خوبی اولا ببخشيد دير اومدم اينجا از اينکه لطف کردی سر زدی کلی ممنون....در مورد متنتم بگم که خيلی قشنگ بود....موفق باشی..

ستاره جون

نمی دونم چی بگم... يه جورايی دلم گرفت وقتی اينو خوندم....

nazbanoo

شرمنده خيلی وقته پيشت نيومدم

ميثم پورحسيني

آقا فرشاد عزيز من لوگوي شما را در سايتم گذاشتم اميدوارم شما هم بلينكيد

oois

سلام... فوق العاده بود. خوشحالم که اينجا اومدم.

parisa

سلام فرشاد جان. مثل هميشه فوق العاده بود. کاش همه مون گذشت رو و شاد کردن دلها رو ياد بگيريم....

oois

سلام .ما اولين بار مزاحمتون می شيم. وبلاگ عاليی داری. بچه های ايس

Gilda

خيلی رمانتيک بود.به من سر بزن.خوشحال ميشم.موفق باشی

bahar

سلام همدانشگاهيه عزيز من آدرس وبلاگت رو از بچه های دانشگاه شنيدم وبلاگ جالبی داری شادوخندان باشی