و اما عشق ...

وقتی از تمامی منيّت ها خارج ميشوی ... يعنی عاشقی !
وقتی دلت را جای ميگذاری و پاهايت حرکت ميکند ... يعنی عاشقی !
وقتی در خويشتن ميشکنی و تنها کسی که صدای شکستنت را ميشنود ، توئی ... يعنی عاشقی !
وقتی که لبانت ميخندد و دلت ميگريد ... يعنی عاشقی !
وقتی در بين دوستان مي نشينی و می خندی ، اما نيستی ... يعنی عاشقی !
وقتی که صدای خش خش برگها را می شنوی و تو نيز غروت را زير پا له ميکنی ... يعنی عاشقی !
وقتی که دل آسمان می گيرد و تو می گريی ... يعنی عاشقی !
وقتی که فکر نمی کنی عاشقی و و در انديشه ات عاشق نخواهی شد ... يعنی عاشقی !


از ناگفته هاي زينب

/ 1 نظر / 3 بازدید
Sholeh

Zeinab jan, shoma inha ra goftid? Ya az jayee neveshtid? Beh har hal ziba boud